هدیه ی خدا...یلداهدیه ی خدا...یلدا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 22 روز سن داره
هدیه ی خدا...یاسینهدیه ی خدا...یاسین، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره

یلـــ♥ـــدا و یاسیـــ♥ـــن... موهبتهای الهـــ♥ـــی

عکسهای 5 ماهگی عروســــکــــــ

 شاخه گلي براي مامان مهتاب ماماني لوزت مبالك   در تاريخ 7/2/92 رفتیم پیش خانوم دکتر و گوشهاتو  سوراخ كرديم گل مامان بميرم كلي گريه كردي و خانومه رو كه ميديدي اشكت سرازير ميشد همون روز بابا برات يه جفت النگوي خوشگل گرفت تا از دلت دربياره   ماااامااااان از خلسي هم عسك بگيــــــــل   خلسيييييييييي بيا تو هم دمل شو باهم شينا بتونيم   بازي كردن با اسباب بازي و جيغ زدن  وووووووووو دور كردن اون از خودت به كمك پاهاي تپليت و با نگاهت از من خواستن كه دوباره بدمش دستت ووووووووووووووووي زندگــــــــــــــــــــــــــــــــي   يلدا ي عشق سيــــــــ...
23 ارديبهشت 1392

با آمدنت...

دخترم... امروز یکسال وهجده روز میگذره از وقتی که فهمیدیم خدا تو رو به ما داده ... هنوزم باورم نمیشه فکر میکنم دارم خواب میبینم ... عزیز دلم وقتی برام میخندی و با نگاه قشنگت بهم خیره میشی قند تو دلم آب میشه و دلم میخواد پرواز کنم و تا جایی که میتونم برم اون بالا ها و با تمام وجودم فریـــاد بزنـــم: خدااااااااااااااااایـــــــــااااااااااااااااااااااااااااا نوکرتــــــــــــــــــــــم خدااااااایـــــــــــــــااااااا شکرت خدا ,به حق که مهربان ترین تویی دلمو شاد کردی و این شادی وصف ناپذیره  خیلی دوســــتت داااااااااارررررررررررم خــــــــــــدااااااااااااااااااااااا....     ...
20 ارديبهشت 1392

یلدای چهار ماه و نیمه

سلام نفـــــــــــــــــــــــس الهی دورت بگردم عزیز دلم ماشالا هر روز در حال تغییر هستی و داری چیزای جدیدی رو تجربه میکنی اول از سلام کردنت بگم که وقتی دستمون رو برات میکشیم و بهت سلام میگیم شما دستت رو بالا میاری و انگشتامون رو میگیری میخندی عزیز دلـــــــــــــــــــممم     مهارت دستات بالا رفته و برای گرفتن اشیا اطرافت دستت رو تا جایی که بتونی میکشی برای گرفتن اون چیزی که میخوای ,پاهات رو دیگه به راحتی میگیری و با انگشتات بازی میکنی ,وقتی بغلت میکنیم به صورتمون خیره میشی و میخوای اعضا صورتمون رو بگیری تازگیها بلند خمیازه میکشی و وقت خوابت که میشه برای خودت لالایی میخونی  از شعر و قصه و کتاب خوشت اوم...
6 ارديبهشت 1392

شیرین تر از عسل

گل ناااااااااااز مامااااااااااااااان سلااااااااااااااااااااام روز قشنگ دل انگیزت بخیــــــــــــــــر عزیزممممم اول بذار مامانی فدای اون دستای خوشگلت بشه تازگیها دستات رو باز میکنی و به انگشتات خیره میشی دو تا دستت رو به هم میمالی انگار میخوای نقشه بکشی بری یه جایی رو بهم بریزی قربونت برررررررم اما نه به دستات نیگا میکنی و بعدش باهاشون پاهای تپلیتو میگیری زندگــــــــــــــــــی دیروز وقتی پمپرزت رو عوض کردم داشتم تلفنی با مامان جون صحبت میکردم که دیدم پاهات رو به زحمت تو دستات گرفتی و داری به سمت دهنت میکشونی و برای خودت با صدای مخصوصی که داری آواز میخوندی نفســـــــممم     واکسن چهار ماهگیت رو چند روز...
31 فروردين 1392

یلدا واولین روزهای پنج ماهگی

سلام سلام صد تا سلام گل دخترم آبنباتم جیگمل مامااااااااااااااااااان قربونت برم الهی 23 فروردین چهار ماهت تموم شد و تو اولین روزهای پنج ماهگی بسر میبری خوشگل مامان     از حمام کردن حسابی لذت میبری اما از لباس پوشیدن آخرش بدت میاد     با دستات سعی میکنی هر چیزی که نزدیکت باشه بگیری همون روز اول دمر شدی و حسابی غافلگیرمون کردی دخترم کوچکترین صدا توجهت رو جلب میکنی و تمرکز میکنی و خوب گوش میدی     تلویزیون تماشا میکنی و انگار فرق برنامه ها رو متوجه شدی از بعضیا خوشت میاد و نیگا میکنی ار بعضیا نه  بیرون رفتن رو دوست داری قبلنا وقتی سوار ماشین میشدیم بهونه ی ...
29 فروردين 1392

این روزهای یلدا

دخترم مدتیه با هر صدایی برمیگردی و سر میچرخونی و میخوای منبع اونو پیدا کنی منو بابایی رو خوب میشناسی و با دیدنمون خوشحالیت رو با جیغ زدن و صدا درآوردن نشون میدی خوابت کم شده و شبها تا وقتی مابیداریم تو هم بیداری و بازی میکنی سه ماهت که تموم شده بود کم کم پشت دستت رو تو دهنت میذاشتی و ملوچ ملوچ میخوردی حالا از اون گذشته و انگشتات رو هر جور شده تو دهنت میذاری اگه از دهنت بیرون بزنه گریه میکنی این برام خیلی جالبه , بقول خاله مرضیه شیر انگشتات هم تموم میشه بازم گریه میکنی و مم شیر میخوای موقع شیر خوردنت باید بهت نگاه کنم اگه صورتم رو برگردونم یا مشغول کار دیگه ای باشم بعد از مدتی از خودت صدا درمیاری تا بهت نگاه کنم والا گریه م...
17 فروردين 1392

عکسهای 4 ماهگی آبنبــ❤ــات مامــــ❤ـــان

  آآآآ قربونــــــــــــش آآآآآآ حیرونــــــــــــــش  این عکس کنار سفره هفت سین دایی مهدی ایناست    اینم محمد طه گل بابا   عزیز عمه     یلدا و تولد ثنا طلا     یلدا عینک آفتابی میزند پارک جنگلی خرم آباد     سیزده بدر و دمر شدن یلدا بدست خاله اشرف   خوش به حال شدن یلدا و دمر شدن رو شیمک بابایی   فدای خودت و خمیازت قربونت برم عزیز مامان     باقیه عکسهای دخملی در ادامه >>>>   این عکس بعد از حمام شب عیدت هست قربونت برم       اینم ت...
16 فروردين 1392

یلدا و نوروز92

سلام به همه ی دوستان و نی نی وبلاگیهای عزیزسال نو مبارکتون باشه انشاءالله سال خوبی رو پیش رو داشته باشین   سلااااااااااممم به دخملم ,قند عسلم ,آبنباتـــــــــــــــم , خوشمزه ی مامانی عیدت مباررررررررررک قربونت برم من ,زندگــــــــــــــــــــــــي اولین عید نوروز رو تجربه کردی گل من , ایشالا همیشه زندگیت تازه و پر از نشاط باشه برای من و بابا این عید کلی فرق داشت چقدر پر هیجان بود اینقدر مشغول شما بودیم که یه دقیقه مونده به سال تحویل پای سفره هفت سین نشستیم و تو اون چند لحظه کلی دعا کردیم دعا کردیم تنت سلامت باشه و سال خوبی داشته باشی و خدا هم به ما کمک کنه بتونیم مواظب شما باشیم.... عزیز دلم هر سال هفت سینمون یه چیزی کم دا...
16 فروردين 1392